ملکه شنزار

۱۴۰۴/۰۹/۰۶

سوسن برای تعمیر و ارتقای جسی، سه قطعه نایاب نیاز داشت: پل آیشنر، سنسور وارانگی، و هسته کوانتومی. تنها جایی که میشد پیداشون کرد، شنزارهای کاروان سوخته بود، میون دکلهای نفتی سوخته و پالایشگاه‌های متروکه. وقتی سوسن سر معامله رفت، قاچاقچی‌ها قیمت رو بالا بردن و مدعی شدن که هسته شارژ رادیواکتیو کافی نداره، برای شارژ باید دو برابر پول بدی. بحث به درگیری کشید، سوسن محموله رو از وسط دود و شلیک و درگیری قاپید و سوار بر موتور خودش از مهلکه دور شد. تعقیب و گریز از بازار تا بندر نفتی ادامه پیدا کرد. سوسن با زیرکی مسیر رو منحرف کرد و قاچاقچی‌ها رو به میدون مین کشید و اونها رو میان انفجارها جا گذاشت. در غار قدیمی توربین‌ها پناه گرفت، قطعات را سوار کرد، اما جسی فقط تا نیمه بوت شد: «پروتکل Noir فعال — ناقص.» وقتی به شهر برگشت، مردم شنزار او را منجی نامیدن؛ زنی که بازار قاچاق را نابود کرد. ملکه‌ی شنزار.